bookmark

معنای بل

بل [ ball ]

[صفت‏][عربی‏]حريص.و آنكه حقوق مردم را از خود بسوگند باطل كند. و بازدارد.و مرد سخت خصومت جنگجو.و دير دارندۀ وام سوگندخوار ستمگار.و [اسم خاص‏]نام پدر محدثى. ¦¦
[مصدر][عربی‏]بللته بالماء بلا و بلة( bellatan )(از باب نصر):تر كردم آن را با آب.
(
فرهنگ نفیسی
, ص631)
sourceLink

مبارز و پهلوان.فردوسى گويد: كنون چنبرى گشت پشت يلى#نتابد همى خنجر كابلى
(
فرهنگ قواس
, ص169)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.